۲۷ مهر ماه ۱۳۹۳

سلام
الان که دارم اینو می نویسم تازه از آرایشگاه برگشتم و انصافا بارون خوبی داره میباره, صداش رو دوست دارم…..
اره…فردا ساعت یک ان شاا… قراره که از پایان نامه ارشدم دفاع کنم و طبق اخبار واصله استاد راهنمای اول و استاد مشاور نخواهند آمد, استاد راهنمای اول که طبق معمول معلوم نیست کجاست و اصلا انتظارم نداشتم بیاد, ولی کاش میومد…
اره پاورپونت ها رو هم آماده کردم و استاد راهنمای دوم هم دیده و نظر داده واسه یه چند تا نکته ی کوچیک…اونروز میگفت این دو تا پایان نامه است , یکی نیست, خیلی زیاده کم کن اما بعد گفت کم نمیشه کرد نتایج زیاده 🙂
خلاصه مجبوریم از مقدمه بزنیم و مرور کارهای پیشین و معرفی معادلات….
خیلی جالبه موقع آماده کردن پایان نامه تعدادی چند سوتی عجیب از خودم دیدم که متاسفانه امکان اصلاح اونا تا فردا نیست 😉
بعد اینکه شما ها خوبید, خوشید , سلامتید!؟
زندگی خوش میگذره دیگه 😉

۱۸ مهر ۱۳۹۳

یعنی شب ساعت ۱:۱۵ داری روی پایان نامه به صورت دیوانه وار کار میکنی که تموم شه تا تعداد صفحات اقایونو راضی کنه یهو یه ایمیل بیاد و توش بنویسه که مقاله قبول شده واسه کنفرانسی که ۱۶ روزه تو جواب دادن دیر کرده, حسش چیه خودمم نمیدونم , خودشم نه پوستر , سخنرانی 😉
خودشم مقاله رو انگلیسی رو خودم نوشته بودم, اون یکی هم انگلیسی بود اونم خودم تقریبا نوشته بودم ولی استادم ویراش کرده بود ولی اینو استاد اصلا ندید و من فرستادم, دو تا دیگه هم سابمیت شده اند و من منتظر B-)

image

ادامه خواندن “۱۸ مهر ۱۳۹۳”

۱۰ مهر ۱۳۹۳

آیا پایان نامه شما هم هر چی تایپ میکنید تموم نمیشه, من موندم ملت چطوری میدن پایان نامه رو بیرون تایپ میکنن من اینجا مغزم پکید از بس این مقاله اون مقاله , این تز اون تز کردم 🙁
میخواهی بدانی کیستی!؟نپرس. عمل کن. عمل شما را ترسیم و تعریف میکند.”توماس جفرسون”
ساعت ۶:۲۴ عصر پنجشنبه، لپ تاپ در بغل….

۷ مهر ۱۳۹۳

کاغذ ها و جزوه هایم را جمع میکنم و روی میز میگذارم و تو شروع میکنی روی آنها نوشتن, کسی میپرسد چه میکنی, میگویی دارم اسمش را مینویسم, دوست دارم, من محو تماشایت میشوم…

خوابی بود که کمی پیش دیدم نمیدونم تا کی این خواب ها ادامه خواهند داشت…

ساعت ۹:۲۶ صبح دوشنبه ۷ مهر ۱۳۹۳، روی تخت دراز کشیده ام و باران می باردLocco_Ro_smiley_51