۱۹ خرداد ۱۳۹۴

سلام بازم مدت زمان غیبت من زیاد شد, شرمنده.
امیدوارم که حال همتون خوب باشه و اوضاع بر وفق مراد
خب و اما از خودم بنویسم چون میخوام خاطره بشه و در خاطرم بمونه. تقریبا تمام دانشگاه های آمریکا و کانادا پذیرششون اوکی نشد, اکثرا اونا منو ریجکت کردن و یکی دو تاشونم که اکسپت شدم فاند ندادن یا کامل ندادن و من قبول نکردم آفر شون رو چون امکانات مالی آنچنانی ندارم که بتونم خودمو ساپورت مالی بکنم.
به نظر خودم دو سه تا عامل باعث شد که امسال نشه بتونم پذیرش بگیرم با فاند کامل البته از دانشگاه های خوب, من به نظرم آدم دانشگاهی که میره باید اسم و رسم دار باشه اگه غیر این هستش که چه فایده فرق چندانی با اینجا نداره, یکی از عوامل شاید نمره زبان من بود, نه که حداقل دانشگاه ها رو نداشته باشم بلکه داشتم ولی به قول معروف رقابتی نبود, نه تنها باید حداقل رو داشت بلکه باید طوری باشه که تو چشم باشه, از طرفی نمره ی GRE هم همینطور می تونست خیلی بهتر باشه و شانس منو ببره بالا, از نظر معدل اصلا مشکل نداشتم, معدلم تاپ هستش هم در کارشناسی و هم در کارشناسی ارشد.
یکی دیگه از عواملی که به نظرم می رسه میتونه مهم باشه اسم و رسم دانشگاه محل تحصیل من بوده, نمیگم دانشگاه مذخرفی بود (که به نظر شخصی من بود) ولی به هیچ عنوان در دانشگاه هایی که من اپلای کرده بودم نه کمیته های پذیرش اسمش رو شنیده بودن و نه اساتید, به نظرم یکی از بزرگترین شانس های دانشجوهای دانشگاه تهران,شریف و … اسم دانشگاه هستش چون حداقل چند نفر رفتن و واقعا خوب عمل کردن و دید خوبی نسبت به دانشجویان اون دانشگاه به استاد دادن. (البته نمیخوام زحمت و اراده ی خود دانشجوها رو کم اهمیت جلوه بدم منظورم اینه که اسم دانشگاه هم یه امتیاز مثبت جداگانه ای هست)
متاسفانه دانشگاه محل تحصیل من اصلا همچین امتیازی برای من نداشت شایدم امتیاز منفی داشت به این صورت که در مکاتبه با یکی از اساتید خارجی, ایشون گفتن که من با دانشجوهای ایرانی هم مشکل علمی دارم و هم مشکل دید و نظر (زیاد اهل تلاش نیستن) البته منظورشون دانشجوهایی بود که تا حالا دیده بودن و با جستجویی که من کردم دیدم دانشجوهایی که اونجا هستن اصلا نمیتونن نماینده یه دانشجوی حتی متوسط ایرانی باشن.
به هر حال….بگذریم.
و اما اینکه بعد این چی میشه و یا چی می تونه بشه, تصمیم گرفتم که برم و در کشور همسایه ارشد دوم رو در رشته ی نزدیک و یا رشته ای که میتونه خیلی کمک کنه در دکتری مخصوصا به من که قصد دارم محاسبات عددی کار کنم و شبیه سازی بکنم.
خلاصه که رسما خودم رو سپردم به کسی که از دل من خبر دار هستش…خدا ❤
اگه بتونم ارشد دوم رو با بورس قبول بشم چون رنک دانشگاهش زیر ۱۰۰ هستش برام خیلی امتیاز خوبی میتونه باشه, البته با اساتیدشون که صحبت کردم خیلی مشتاقانه تمایل داشتن که من اونجا ادامه بدم ولی فعلا که سپردیم دست اون بالاترین ❤
اها تا یادم نرفته اینم بگم, احیانا خواستید اپلای کنید حتما قبل اپلای با اساتید مکاتبه کنید و حتما با دانشجویان ایرانی که در اون دانشگاه هستن تماس بگیرید و اطلاعات کلی در مورد دانشگاه و استاد و امکانات و نحوه ی پذیرش بگیرید و بدون این اطلاعات اقدام به هزینه کردن نکنید.
یه نکته ی دیگه بعضی دانشگاه ها اپلیکیشن فی ندارن (APPLICATION FEE پولی که برای بررسی مدارک دانشگاه ازتون میگیره), به نوعی سنگ مفت گنجیشک مفت هستن, ضرر نداره اگه خواستید اقدام کنید, اسم یکیش DREXEL UNIVERSITY هست اون یکی هم MICHIGAN TECHNOLOGICAL UNIVERSITY….باشد,که رستگار شوید

نمی دونم چقدر دارم درست فکر می کنم چقدر غلط…نمیدونم
دارم به این نتیجه می رسم که وقتی برای اولین بار یکی رو دوست داشتید اونم خیلی زیاد که واقعا خیلی زیاد اگه به هر دلیلی نشه دیگه نمی تونید اون طوری کس دیگه رو دوست داشته باشید و یا دل ببندید…💔
الان من به طور قطع می تونم در مورد خودم بگم که من نمی تونم کسی رو دوست داشته باشم واقعا برام سواله و محل تعجب, نسبت به هیچ کس نمی تونم احساسی داشته باشم و این عدم احساس رو کاملا با پوست و گوشتم درک می کنم, نمیدونم شاید هم این دلیلش استرس و اضطراب و دل مشغولی ادامه تحصیل هستش که ذهن و فکرم رو حسابی مشغول کرده ولی خب دلیلش هر چی که باشه (که قطعا مهمه و باس روش فکر کرد) نتیجه اش شده این. نمیتونم کسی غیر از کسی که برای اولین بار دوستش داشتم رو دوست داشته باشم, شاید هم تمام احساسات رو اونجا سرمایه گذاری کردم 💘
توصیه میکنم قبل دوست داشتن بشناسید که برعکسش اذیت می کنه (خودمم میدونم این کار به قدری سخته که گاهی نا ممکن جلوه می کنه)
البته بازم تاکید می کنم شاید هم دلیلش یه چیز دیگه باشه, یه مدته کلا بی حوصله و عصبانی هم شدم زود از کوره در میرم و تحمل نمی کنم مثلا اون روز تو دانشگاه کم بود با یک کارمند بی شعور دعوا بکنم که نکردم خداروشکر

ساعت ۲:۱۴ بامداد سه شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۴- تو اتاق تاریک روی تختم دراز کشیدم و با گوشی دارم تایپ می کنم

2 دیدگاه برای “۱۹ خرداد ۱۳۹۴”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *